دوستی می گفت گذشت زمانی که جمهوری اسلامی ایران مدافع مظلومین بود. راست میگفت یا نه نمیدانم. قضاوتش گردن هر کدام از شما.
این روزها سالگرد قتل عام سربرنیتسا است. از دنیای به ظاهر متمدن غرب بعید نیست. اتفاقا بنظرم باید این وقایع رخ دهد تا پرده از چهره کریه خوابیده پشت خروارها تکنولوژی غربی، حتی برای مدتی برداشته شود؛ تا عدهای نیایند و هی پز دموکراسی و حقوق بشر غربی را به ما ندهند.
از زمان آغاز جنگ در سال ۱۹۹۲ و پیشروی روز افزون صربها هیچ کدام از نهادهای بین المللی تلاش جدی برای متوقف کردن این پیشرویها نکردند؛ شاهد مثالش هم واقعه سربرنیتسا. اما وقتی پس از مدتی که مسلمانان بوسنایی توانستند به همت خویش موازنه قدرت را در جبهههای نبرد برقرار کنند و حتی پیشرویهایی نیز داشتند، غرب از ترس پیروزی مسلمانان آنهم در دل اروپا، به تکاپو افتاد تا هر چه زودتر این قائله را ختم کند. این شد که آمریکا با تلاشهای مستمر خود قرارداد صلح دیتون را به امضا رساند و جنگ در سال 1995 به اتمام رسید.

جدای همه این بحثها آنچه دل را میسوزاند و جان را میکاهد این است که تنها پس از حدود ۱۵سال از این واقعه آنچه در یادها مانده است تنها ذکر خبر برگزاری مراسم سالروز کشتگان سربرنیتسا است و بس. آنهم در کنار دها خبر دیگر.
دوستان این روزها به دنبال سالروز جنگ سی و سه روزه لبنان هستند. اما خیلی عجله نکنید. تنها کافی است یک سال دیگر صبر کنید، آن وقت ببینیم در گیر و دار انتخابات چه کسی به یاد حزب الله لبنان خواهد افتاد.
چقدر دلم میخواست این روزها مستند "خنجر و شقایق" را یک بار دیگر میدیدم، یک بار دیگر میشنیدم که رضا برجی با لهجه دلنشین افغانی سرودی در وصف رسول اکرم میخواند و راننده بوسنایی که هیچ از زبان فارسی نمیدانست تنها با شنیدن نام رسول الله مانند ابر بهار اشک میریخت و رانندگی میکرد ...
پی نوشت:
+ از ۱۱ تا ۱۸ جولای (۲۰ الی ۲۷ تیر) سال ۱۹۹۳، ۸۰۰۰ پسر بچه، نوجوان، جوان، مرد، میانسان و پیرمرد در کمتر از یک هفته پیش چشم جهان متمدن غرب و نیروهای حافظ صلح شهر به اصطلاح امن سربرنیتسا قتل عام و سپس در گورهای دسته جمعی دفن شدند.
+ برای دیدن صحنه هایی از این کشتار می توانید اینجا را کلیک کنید.
+ ترانه ای که می شنوید کاری است از یوسف اسلام که وبلاگ دوست عزیز ربذه لینک دانلود آن را قرار داده است.
+ راستی دیشب که تلویزیون اخبار برگزاری بزرگداشت این قتل عام را در سربرنیتسا گفت یک خبر جالب دیگر هم شنیدم و آن کشف جسد یک بچه ماموت ۱۰۰۰۰ ساله در سیبری بود. اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
+ واقعيت اين است كه دول استكباري شرق و غرب و خصوصاً آمريكا و شوروي عملاً جهان را به دو بخش آزاد و قرنطينهی سياسي تقسيم كردهاند. در بخش آزاد جهان، اين ابرقدرتها هستند كه هيچ مرز و حد و قانوني نميشناسند و تجاوز به منافع ديگران و استعمار و استثمار و بردگي ملتها را امري ضروري و كاملاً توجيه شده و منطقي و منطبق با همهی اصول و موازين خودساخته و بينالمللي ميدانند. اما در بخش قرنطينهی سياسي كه متأسفانه اكثر ملل ضعيف عالم و خصوصاً مسلمانان در آن محصور و زنداني شدهاند، هيچ حق حيات و اظهار نظري وجود ندارد، همهی قوانين و مقررات و فرمولها همان قوانين ديكته شده و دلخواه نظامهاي دست نشاندگان و دربرگيرندهی منافع مستكبران خواهد بود...
روح الله الموسوی الخمینی
پیام قبول قطع نامه ۵۹۸