جام زهر(2)

یا حق

روضه 14 خرداد را باید از 28 تیر شروع کرد. از روزی که حضرت روح­الله مجبور به سرکشیدن جام زهر شد. پس بشنوید، بخوانید و منتظر باشید...

 

            

"پیامبر اسلام نیازی به مساجد اشرافی و مناره های تزییناتی ندارد. پیامبر اسلام دنبال مجد و عظمت پیروان خود بوده است که متاسفانه با سیاست های غلط حاکمان دست نشانده به خاک مذلت نشسته اند."

                                                    سید روح الله الموسوی الخمینی 

                                                           پیام قبول قطع نامه

 

                    

پی نوشت:

+ خواستم تصویری از مصلی امام خمینی قرار دهم که نداشتم. اگر دوستان داشتند برایم ارسال کنند. فقط در موردش همین قدر بدانید که به گفته امام قرار بود در کنار ساختنش به ساختن بینش کفر ستیزی مسلمانان نیز پرداخته شود و در ساخت آن به شدت از مظاهر مساجد اسلام آمریکایی پرهیز شود! حال دوستانی که مصلی را دیده اند خود قضاوت کنند.

+ ببخشید که عکس مناره جدیده التاسیس مسجد جمکران اینقدر بلند است؛ تقصیر بنده نیست، مناره خیلی قد کشیده است!

+ به موارد بالا اضافه کنید مرقد امام و آستان قدس رضوی را.

 

جام زهر(1)

یا حق

روضه 14 خرداد را باید از 28 تیر شروع کرد. از روزی که حضرت روح­الله مجبور به سرکشیدن جام زهر شد. پس بشنوید، بخوانید و منتظر باشید...

 

              

 

"اذناب آمريكا بايد بدانند كه شهادت در راه خدا مسأله­اي نيست كه بشود با پيروزي يا شكست در صحنه­هاي نبرد مقايسه شود، مقام شهادت خود اوج بندگي و سير و سلوك در عالم معنويت است، نبايد شهادت را تا اين اندازه به سقوط بكشانيم كه بگوييم در عوض شهادت فرزندان اسلام، تنها خرمشهر و يا شهرهاي ديگر آزاد شد، تمامي اين­ها خيالات باطل ملي­گراهاست و ما هدفمان بالاتر از آن است. ملي­گراها تصور نمودند ما هدفمان پياده كردن اهداف بين­الملل اسلامي در جهان فقر و گرسنگي است، ما مي­گوييم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستيم. ما بر سر شهر و مملكت با كسي دعوا نداريم، ما تصميم داريم پرچم «لا اله الا الله» را بر قلل رفيع كرامت و بزرگواري به اهتزاز درآوريم. پس اي فرزندان ارتشي و سپاهي و بسيجي­ام! و اي نيروهاي مردمي! هرگز از دست دادن موضعي را با تأثر و گرفتن مكاني را با غرور و شادي بيان نكنيد كه اين­ها در برابر هدف شما به قدري ناچيزند كه تمامي دنيا در مقايسه با آخرت."

                                                                        پیام قبول قطع نامه

پی نوست:

+ به یاد کلیپ هایی می افتم که این روزها برای شهدا و جنگ ساخته می شود و شهادت را مرگ در راه وطن عنوان کرده و جنگ را دفاع از خاک تفسیر می کنند.

+ آنچه می­شنوید کاری است از سید ناصر الشرف که در رثای امام تدوین شده است.

+ برای دیدن فایل تصویری می توانید اینجا کلیک کنید.

 

 

ناراحت نشوید!

 دوستی می گفت گذشت زمانی که جمهوری اسلامی ایران مدافع مظلومین بود. راست می­گفت یا نه نمی­دانم. قضاوتش گردن هر کدام از شما.

این روزها سالگرد قتل عام سربرنیتسا است. از دنیای به ظاهر متمدن غرب بعید نیست. اتفاقا بنظرم باید این وقایع رخ دهد تا پرده از چهره کریه خوابیده پشت خروارها تکنولوژی غربی، حتی برای مدتی برداشته شود؛ تا عده­ای نیایند و هی پز دموکراسی و حقوق بشر غربی را به ما ندهند.

از زمان آغاز جنگ در سال ۱۹۹۲ و پیشروی روز افزون صرب­ها هیچ کدام از نهادهای بین المللی تلاش جدی برای متوقف کردن این پیشروی­ها نکردند؛ شاهد مثالش هم واقعه سربرنیتسا. اما وقتی پس از مدتی که مسلمانان بوسنایی توانستند به همت خویش موازنه قدرت را در جبهه­های نبرد برقرار کنند و حتی پیشروی­هایی نیز داشتند، غرب از ترس پیروزی مسلمانان آنهم در دل اروپا، به تکاپو افتاد تا هر چه زودتر این قائله را ختم کند. این شد که آمریکا با تلاش­های مستمر خود قرارداد صلح دیتون را به امضا رساند و جنگ در سال 1995 به اتمام رسید.

 

           

  جدای همه این بحث­ها آنچه دل را می­سوزاند و جان را می­کاهد این است که تنها پس از حدود ۱۵سال از این واقعه آنچه در یادها مانده است تنها ذکر خبر برگزاری مراسم سالروز کشتگان سربرنیتسا است و بس. آنهم در کنار دها خبر دیگر.

دوستان این روزها به دنبال سالروز جنگ سی و سه روزه لبنان هستند. اما خیلی عجله نکنید. تنها کافی است یک سال دیگر صبر کنید، آن وقت ببینیم در گیر و دار انتخابات چه کسی به یاد حزب الله لبنان خواهد افتاد.

چقدر دلم می­خواست این روزها مستند "خنجر و شقایق" را یک بار دیگر می­دیدم، یک بار دیگر می­شنیدم که رضا برجی با لهجه دلنشین افغانی سرودی در وصف رسول اکرم می­خواند و راننده بوسنایی که هیچ از زبان فارسی نمی­دانست تنها با شنیدن نام رسول الله مانند ابر بهار اشک می­ریخت و رانندگی می­کرد ...

پی نوشت:

 

+ از ۱۱ تا ۱۸ جولای (۲۰ الی ۲۷ تیر) سال ۱۹۹۳، ۸۰۰۰ پسر بچه، نوجوان، جوان، مرد، میانسان و پیرمرد در کمتر از یک هفته پیش چشم جهان متمدن غرب و نیروهای حافظ صلح شهر به اصطلاح امن سربرنیتسا قتل عام و سپس در گورهای دسته جمعی دفن شدند.

+ برای دیدن صحنه هایی از این کشتار می توانید اینجا را کلیک کنید.

+ ترانه ای که می شنوید کاری است از یوسف اسلام که وبلاگ دوست عزیز ربذه لینک دانلود آن را قرار داده است.

+ راستی دیشب که تلویزیون اخبار برگزاری بزرگداشت این قتل عام را در سربرنیتسا گفت یک خبر جالب دیگر هم شنیدم و آن کشف جسد یک بچه ماموت ۱۰۰۰۰ ساله در سیبری بود. اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

+ واقعيت اين است كه دول استكباري شرق و غرب و خصوصاً آمريكا و شوروي عملاً جهان را به دو بخش آزاد و قرنطينه­ی سياسي تقسيم كرده­اند. در بخش آزاد جهان، اين ابرقدرت­ها هستند كه هيچ مرز و حد و قانوني نمي­شناسند و تجاوز به منافع ديگران و استعمار و استثمار و بردگي ملت­ها را امري ضروري و كاملاً توجيه شده و منطقي و منطبق با همه­ی اصول و موازين خودساخته و بين­المللي مي­دانند. اما در بخش قرنطينه­ی سياسي كه متأسفانه اكثر ملل ضعيف عالم و خصوصاً مسلمانان در آن محصور و زنداني شده­اند، هيچ حق حيات و اظهار نظري وجود ندارد، همه­ی قوانين و مقررات و فرمول­ها همان قوانين ديكته شده و دلخواه نظام­هاي دست نشاندگان و دربرگيرنده­ی منافع مستكبران خواهد بود...

روح الله الموسوی الخمینی

پیام قبول قطع نامه ۵۹۸

 

لا تحزن معاک الله

یاحق

 

ناراحت مباش، خداوند با تو است ...

برای ما که آرمان هایمان را صدا و سیما پررنگ و کمرنگ می کند، بد نیست گاهی بی توجه به تقویم ایام الله جمهوری اسلامی ایران، به فکر آرمان هایمان بیفتیم!

برای دانلود موسیقی "لا تحزن" اینجا را کلیک کنید.

حق نگه دار

 

به مناسبت ساگرد سقوط ایراباس ایرانی توسط ناو وینسنس

پاسخ حضرت امام خمینی(ره) به پیام تسلیت آیت­الله منتظری به مناسبت سقوط هواپیمای ایرباس جمهوری اسلامی ایران

توسط ناو آمریکایی در خلیج فارس، دو هفته پیش از پذیرش قطعنامه ۵۹۸!

 

 

... جنگ امروز ما، جنگ با عراق و اسرائيل نيست. جنگ ما، جنگ با عربستان و شيوخ خليج­فارس نيست. جنگ ما، جنگ با مصر و اردن و مراكش نيست. جنگ ما، جنگ با ابرقدرت­هاي شرق و غرب نيست. جنگ ما، جنگ مكتب ماست عليه تمامي ظلم و جور. جنگ ما جنگ اسلام است عليه تمامي نابرابري­هاي دنياي سرمايه­داري و كمونيزم. جنگ ما جنگ پابرهنگي عليه خوش گذراني­هاي مرفهين و حاكمان بي­درد كشورهاي اسلامي است. اين جنگ سلاح نمي­شناسد، اين جنگ محصور در مرز و بوم نيست، اين جنگ خانه و كاشانه و شكست و تلخي كمبود و فقر و گرسنگي نمي­داند. اين جنگ، جنگ اعتقاد است، جنگ ارزش­هاي اعتقادي انقلابي عليه دنياي كثيف زور و پول و خوش­گذراني است. جنگ ما، جنگ قداست، عزت و شرف و استقامت عليه نامردمي­هاست... مسئولين نظام بايد تمامي هم خود را در خدمت جنگ صرف كنند. اين روزها بايد تلاش كنيم تا تحولي عظيم در تمامي مسائلي كه مربوط به جنگ است به وجود آوريم. بايد همه براي جنگي تمام عيار عليه آمريكا و اذنابش به سوي جبهه رو كنيم. امروز ترديد به هر شكلي خيانت به اسلام است، غفلت از مسائل جنگ، خيانت به رسول­الله(صلي الله عليه و آله و سلم) است. اين جانب جان ناقابل خود را به رزمندگان صحنه­هاي نبرد، تقديم مي نمايم...

صحيفه نور ج ۲۰صفحه ۲۲۲ تاريخ:  ۱۳/۴/۱۳۶۷

حال گیری!

یا حق

کار هر شبه جمعه ام بود. دست زن و بچه های کوچکم را می گرفتم و می رفتیم بهشت زهرا. اول هم سر قبر شهید بهشتی. یک شب چون کمی دیر شده بود، تصمیم گرفتم ماشینی در بست بگیرم. گفتم آذری دربست؛ نگه داشت و سوار شدیم. کمی که راه افتادیم، راننده از لهجه ام فهمید که ایرانی نیستم. پرسید: شما توی بهشت زهرا کسی را دارید؟ گفتم نه. راننده پاسخی نداد و ساکت شد. کمی گذشت. من تازه فهمیدم منظور راننده چه بوده است. گفتم: چرا، فامیل داریم. شهید بهشتی و 72 یارش همه از فامیل های من بودند! این را که گفتم دیدم چهره راننده در هم رفت، اما چیزی نگفت. یک دفعه مسیر را عوض کرد. کمی شک کردم. اما گفتم شاید مسیر دیگری را انتخاب کرده. کم کم شک تبدیل به یقین شد. گفتم آقا شما دارید مسیر را اشتباه می روید. ناگهان رانند با حالت عصبانی بر سرم فریاد زد. وقتی حسابی از مسیر اصلی دور شد ماشین را نگه داشت و گفت: همین الان از ماشین پیاده می شوید و گرنه به همراه خانواده ات می اندازمت داخل همین جوی آب. کرایه را هم بزور گرفت. از آنجا تا آذری دوباره مجبور شدم ماشینی دیگر دربست بگیرم، اما به حالی که از آن ضد انقلاب گرفته شده بود می ارزید.

به مناسبت انتشار سخنان دکتر  لاریجانی در باب مذاکره با آمریکا

مریز آب روی سرازیر ما را

به ما باز ده نان و انجیر ما را

خدایا! اگر دستبند تجمل

نمی بست دست کمانگیر ما را

کسی تا قیامت نمی کرد پیدا

از آن گوشه کهکشان تیر ما را

ولی خسته بودیم و یاران هم دل

به نانی گرفتند شمشیر ما را

ولی خسته بودیم و می برد طوفان

تمام شکوه اساطیر ما را

طلا را چه مس کرد؟ دیگر ندانم

چه خاصیتی بود اکسیر ما را

 

داخل پرانتز

یا حق

پرانتز باز

 اول: اینکه از امروز وبلاگ بنده را به همراه موسیقی خواهید دید و البته شنید. امیدوارم توی ذوق تان نخورد!

دوم: اینکه جهت اطلاع دوستان، شخصی که خاطراتش را در این وبلاگ آورده ام و انشاالله خواهم آورد هنگام تمامی این فعالیت ها صاحب زن و سه فرزند بوده است. این را از آن جهت گفتم که برخی از برادران انقلابی مان(خودم را می گویم)، تاریخ مصرف انقلابی گری شان تا روز ازدواج است. امیدوارم در نظر اوفتد.

پرانتز بسته