عدالت ...

یاحق

پیش نوشت: بشنوید، مربوط به نماز جمعه سال ۶۷ هست.

برای دانلود می توانید اینجا را کلیک کنید.

پی نوشت:

اول: شرمنده مقداد عزیز، خودش می داند چرا.

دوم: قابل توجه برخی که اعتقاد دارند بی عدالتی ها (نظیر آنچه دوستم فریاد سبز در وبلاگش ارائه کرده) ناشی از حکومت اسلامی است. ما معتقدیم هر کجا هم که بی عدالتی ای هست از بی اسلامی است. می بینید دیدگاه ها چقدر متفاوت است!

سوم: یاد دورانی افتادم که با بچه ها سکوت در می آوردیم. یادش خوش.

چهارم: راستی هرچند ربطی به این مطلب ندارد اما "مادر فارسی" سامی یوسف هم پیدا شد! این هم لینک قابل دانلود صوتی اش.

حق نگه دار

 

دیدار مقدس

یاحق

پروفسوری بود هندو مسلک. سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران بود چند سالی بود که مهمانان از همه جای دنیا برای شرکت در این مراسم می­آمدند. من نیز راهنمای آنان بودم. میهمانان معمولا از شیعیان و مسلمانان بودند. اما این بار مردی هندو مسلک نیز در بینشان بود. از فارسی هیچ نمی­دانست.

طبق قرار هر سال، یک روز همه میهمانان را به دیدار عمومی حضرت امام بردیم. در حسینیه جماران. من نیز بیشتر از دیگر میهمانان با او گرم گرفته بودم. اما امام که می­آمد، دیگر به اطراف توجهی نداشتم ...

با صدای «روح منی خمینی بت شکنی خمینی» به خود آمدم. نگاهی به اطرافم کردم. ناگهان دیدم پروفسور هندو مثل ابر بهار دارد اشک می­ریزد. خواستم چیزی بپرسم که خودش با زبان هندی شروع کرد:

                

"تصور نکن که من زبان فارسی را نمی­فهمم. امروز تمامی حجاب­های گفتار از پیش من برداشته شد و من هر چه را که امام گفت فهمیدم. نخستین بار است که در عمرم به دیدار شخصیتی مقدس آمده ام."

پی نوشت:

۱-اینکه چند وقتی بود فرصت نکرده بودم به سراغ خاطرات بروم. امیدوارم به حال و هوای دوستان بخورد.

۲- خبر تاسف باری را از سوی دوستمان فریاد سبز شنیدم. خبر آنقدر تکراری است که از دید یک خبرنگار هیچ ارزش خبری ندارد. برای همین است که بعد از ده روز هم کک هیچ کسی نمی گزد. خدایا خالصانه از تو می خواهم به ما اسلام ناب آمریکایی عطا کن تا از هر گونه اتهام مبرا باشیم. آمین یا رب العالمین.

یا حبیب الله

یا حق

 

* انجیل یوحنا، فصل شانزدهم:« و من به شما راست مى‏گويم كه رفتن من براى شما مفيد است، زيرا اگر نروم "فارقليط" نزد شما نخواهد آمد، اما اگر بروم او را نزد شما مى‏فرستم اكنون بسى چيزها دارم كه به شما بگويم ليكن طاقت تحمل نداريد، اما چون آن خلاصه حقيقت ‏بيايد او شما را به هر حقيقتى هدايت‏خواهد كرد، زيرا او از پيش خود تكلم نمى‏كند بلكه آنچه مى‏شنود خواهد گفت و از امور آينده به شما خبر خواهد داد...»1

* « او بر خلاف حکیمان دیگر، بر خلاف نوابغ و اندیشمندان دیگر که اگر نابغه اند مرد کار نیستند، و اگر مرد کارند مرد اندیشه و فهم نیستند، و اگر هر دو هستند مرد شمشیر و جهاد نیستند، و اگر هر سه هستند مرد پارسایی و پاکدامنی نیستند، و اگر هر چهار هستند مرد عشق و احساس و لطافت روح نیستند و اگر همه هستند خدا را نمی شناسند، و خود را در ایمانشان گم نمی کنند و خودشان هستند، مردی است در همه ابعاد انسانی، همچون یک کارگر، همچون من و تو کار می کند، و با همان پنجه هایی که که آن سطر های عظیم خدایی را بر کاغذ می نویسد، چاه می کند و قنات احداث می کند و در شوره زار آب بر می آورد...»2

                                         

* "قد صار لالناس ابا و صاروا عنده سوا" پیامبر برای مردم پدر بود و همه مردم در چشم او مساوی بودند ... پیامبر حتی وقتی به سخنان افراد که گوش می­داد به طرز مساوی گوش می­داد ... در روایتی دارد که پیامبر به گونه­ای به سخنان ما گوش می­داد که گویی در حال استفاده از سخنان ما بود ... حتی در گوش کردن به سخنان کسی نمی­گذاشت کسی تحقیر شود. وقتی کسی تصور می­کرد در حال بیان سخنان مهمی است، پیامبر نیز با اهمیت به سخنانش گوش می­داد.3 

پی­نوشت:

1- http://payam-bar.blogfa.com

2- آری این چنین بود برادر، دکتر علی شریعتی

3- محمد پیامبری برای همیشه، حسن رحیم­پور ازغدی

۴- دیروز با یکی از برادران سنی در فضای مجازی صحبت می کردم و پرسیدم که چرا برخی از شما شیعیان را به صرف گفتن یا رسول و از این قبیل مشرک و کافر می دانید. آخر بحث بی خیال شد و رفت! آخر می دانید خیلی از برادران سنی نیز این جملات را می گویند، شاهد مثالش همین آقای "محمد اویس قادری" که در حال خواندن نعتی برای حضرت رسول است: یا رسول الله یا حبیب الله ...

 

عارف بالحسین

یاحق

 

داخل پرانتز:

پرانتز باز: این پست را به شهید عارف حسین حسینی اختصاص داده ام. حق هم داریم وقتی نام عارف حسین حسینی را می شنویم هیچ چیزی به ذهنمان خطور نکند. آنقدر اسطوره برایمان ساخته­اند که نوبت به امثال عارف حسین حسینی نرسد. امیدوارم که دنبال کنید. پرانتز بسته.

                       

* با امام در نجف آشنا شد و همین شد که در متن وقایع سیاسی زمان خود قرار گرفت.

* چندی بود که آیت الله العظمی حکیم به دلیل مخالفت با حزب بعث در شهر کوفه محاصره شده بود. مردم عراق نیز از او حمایت نکرده بودند. تعدادی از طلاب نجف تصمیم به دیدار با ایشان گرفتند. در کنار منزل ایشان پلیس با طلاب درگیر شد. در این بین یکی از نیروهای پلیس دست دراز کرد تا عمامه را از سر یکی از طلاب بردارد، که ناگهان شهید عارف حسین حسینی با مشت به سینه او کوبید و او را نقش زمین کرد. مردم کوفه نیز به کمک نیروهای پلیس آمدند و شهید عارف حسین حسینی را به زندان انداختند. پس از یک ماه زندان، شهید عارف حسین از عراق بیرون رانده شد.

* وقتی از عراق بیرون رانده شد، دیگر اجازه ورود او به عراق داده نشد. سال 1353 برای ادامه تحصیل به قم سفر کرد. حضور وی در تظاهرات علیه حکومت شاه و تحریض دیگر طلاب پاکستانی برای شرکت در تظاهرات منجر به دستگیری وی توسط ساواک و اخراج وی از ایران شد.              

                               

* بعد از انقلاب در پاکستان، تحولی اساسی در وضعیت فرهنگی سیاسی شیعیان ایجاد کرد. امام خمینی را به عنوان ولی امر مسلمین جهان و رهبر جهان اسلام معرفی کرد. ششم جولای سال 1986 زمانی که ضیا الحق دیکتاتور معروف پاکستان بر سر قدرت بود و کسی جرات اظهار نظر نداشت رسما اعلام کرد که وارد سیاست شده است. در همان اوایل به دست گرفتن رهبری نهضت جعفری شیعیان پاکستان، مخالفت خود را با حکومت اعلام کرد.

* "برای ما تعجب آور نیست اگر می‏بینیم برای ایجاد اختلاف بین مسلمانان پاکستان مسجدی به نام (مسجد فیصل) در اسلام آباد ساختند و یا برای ایجاد اختلاف در بین مسلمانان پاکستان، دانشگاه‏هایی را بوجود آوردند. ... برای منافع خودشان مساجد و مدارس را به صورت سنگر در می‏آورند؛ ولی ما این منطق را درک نمی‏کنیم، آن که آل سعود به چه دلیل برای از بین بردن انقلاب نیکاراگوا به نهضت ضد انقلابی «کنترا» کمک‏های مالی می‏کند؟! آمریکا که خود را جمهوری خواه و حکومت خود را جمهوری می‏انگارد، ببینید در «پاناما» به چه توطئه­هایی که علیه پاناما دست نمی‏زند. «گرانادا» را ببینید که آمریکا چگونه بوسیله ارتش خود، حکومت آنجا را سرنگون و حکومتی مطابق خواسته‏های خود در آنجا بوجود آورد. این آمریکا که به «مسکو» رفته و حقوق بشر را به گورباچف، تدریس می‏کند. ما در رابطه با همین حقوق بشر می‏پرسیم: آقای «ریگان»! شما سخن از حقوق کدام بشر را مطرح می‏کنید؟ آیا فلسطینی‏ها بشر نیستند؟ آیا در لبنان بشر نیست؟ «ویتنامی‏ها» بشر نبودند؟ در آفریقای جنوبی بشر نیست؟ آنهایی که در ایران در هواپیما و در حال سفر بودند، بشر نبودند؟ این کدام بشر است که آمریکا از آن دم می‏زند؟ این بشر همان بشری است که برای منافع آمریکا کار کند. چه این بشر، یهودی باشد و چه حکّام به اصطلاح مسلمان!"

* قرار بود صبح ۱۴ مرداد (۱۳۶۷) سخنرانی مهمی در مورد آینده سیاسی کشور پاکستان ایراد کند. مردم هم از شهرهای دور و نزدیک آمده بودند. برای گرفتن وضو رفته که بود که در حین بازگشت از پله ها، ناگهان با صدای لا اله الا الله نقش زمین می شود. وقتی دورش جمع می شوند، می بینند گلوله سر و سینه اش را شکافته است. ناشناسی با سلاح مجهز به صدا خفه کن او را به هدفش رساند.

 

                

* " ... گرچه این حادثه بزرگ، قلوب مسلمانان و خصوصاً روحانیت متعهد اسلام را جریحه دار نمود، ولی مسئله‏ای دور از انتظار ما و ملتهای مظلوم جهان و خصوصاً ملت بزرگوار پاکستان، که خود طعم تلخ استعمار را چشیده است و با مبارزه و جهاد و شهادت، استقلال خویش را بدست آورده است، نبود. درد آشنایان جوامع اسلامی، هم آنان که با محرومان و پا برهنگان میثاق خون بسته‏اند، باید توجه کنند که در آغاز راه مبارزه‏اند و برای شکستن سدهای استعمار و استثمار و رسیدن به اسلام ناب محمدی (ص) راه طولانی در پیش دارند و برای امثال علامه عارف حسین حسینی (ره) بشارتی بالاتر از این نبوده است که از محراب عبادت حق عروج خونین «ارجعی الی ربّک» خویش را نظاره کند و جرعه وصل یار را از شهد شهادت بیاشامد و شاهد وصول هزاران تشنه عدالت به سر چشمه نور گردد."

                                                 روح الله الموسوی الخمینی

                                                صحیفه نور، ج ۱۹، ص ۷ و ۹

پی نوشت:

+ می دانم مطلب استندارد وبلاگ نیست اما چاره چه بود. یک بار هم وبلاگ با ما استاندارد خود را تعیین کند.

+ حرف برای گفتن در مورد عارف حسین زیاد است. بماند برای فرصتی دیگر.

+ اطلاعات از سایت حوزه دات نت است.

+ موسیقی را هم گوش کنید، حیف که ادامه ندادیم ..." عارف حق شهید حسینی - خمینی بر تو گریست ..."

+ از علم و اخلاق و عرفان شهید هم زیاد گفته اند که رها کردم.

+ راستی یادم رفت بگویم شهید در جایی گفته بود تنها راه حل مشکل ما ایجاد انقلابی مانند انقلاب ایران است!

 

جام زهر(3)

حماسه مردم فلسطين يك پديده­ی تصادفي نيست، آيا دنيا تصور مي­كند كه اين حماسه را چه كساني سروده­اند و هم اكنون مردم فلسطين به چه آرماني تكيه كرده­اند كه بي محابا و با دست خالي در برابر حملات وحشيانه­ی صهيونيست­ها مقاومت مي­كنند؟ آيا تنها آواي وطن­گرايي است كه از وجود آنان دنيايي از صلابت آفريده است؟ آيا از درخت سياست­بازان خودفروخته است كه بر دامن فلسطينيان ميوه­ی استقامت و زيتون نور و اميد مي­ريزد؟

 

           

اگر اين چنين بود، اين­ها كه سال­هاست در كنار فلسطينيان و به نام ملت فلسطين نان خورده­اند! ... آري، فلسطيني راه گم كرده­ی خود را از راه برائت ما يافت و ديديم كه در اين مبارزه چطور حصارهاي آهنين فرو ريخت و چگونه خون بر شمشير و ايمان بر كفر و فرياد بر گلوله پيروز شد و چطور خواب بني­اسرائيل در تصرف از نيل تا فرات آشفته گشت، و دوباره كوكب دريه­ی فلسطين از شجره­ی مباركه­ی «لاشرقيه و لاغربيه»­ی ما برافروخت...

                                                      روح الله الموسوی الخمینی

                                                           پیام قبول قطع نامه

پی نوشت

سالروز میلاد حضرت علی (ع) مبارک باد. خواست چیزی بگویم دیر شد+

اضرب به ساروخ القسام یا اخی الفلسطینی+

مطلب قبل را هم دیگر ادامه ندادم چون فکر کنم به میزان کافی بر سرش بحث شد+

برای دانلود موسیقی می توانید اینجا را کلیک کنید+

برای دیدن کلیپ هم می توانید از این لینک استفاده کنید+

قضاوت با دوستان

اشاره:

پستی که اینجانب تحت عنوان جام زهر(۲) در مورد بخشی از پیام قبول قطع نامه حضرت امام خمینی پیش از این مطلب در وبلاگ قرار دادم، موجب بروز بحثی در نظرات مطلب شد. دوستی تحت عنوان "یه شهروند" با دیدگاه ارائه شده مخالف بودند. بنظرم آمد آوردن کامنت های رد و بدل شده در بین ایشان و حقیر بد نباشد. در ضمن به دلیل حفظ امانت داری هیچ تغییری در متن های داده نشده است. گفتنی است که مطالب به ترتیب زمانی آورده شده است:

یه شهروند:

سلام سرباز .
در مورد ارتفاع منار و غیره فکر می کنم زیادی تند رفتی.
به نظر شما مناره های مصلی و مرقد امام و حرم رضوی چند متر باید باشه تا تو شهرهای پر شده از ساختمانهای قد و نیم قد ,حداقل دعوت کنندگی رو داشته باشه؟ در ثانی مسجد پیامبر از همون چیزی ساخته شده بود که خانه های مردم. بحث در زمینه معماری مدرن اسلامی فرا تر از این حرفاست که می فرمایید.

سرباز:

یا حق
برای شهروند عزیز
فرموده بودید: "به نظر شما مناره های مصلی و مرقد امام و حرم رضوی چند متر باید باشه تا تو شهرهای پر شده از ساختمانهای قد و نیم قد ,حداقل دعوت کنندگی رو داشته باشه؟"
دوست عزیز مگر من و شمایی که به مسجد می رویم از روی مناره های آن مسجد را پیدا می کنیم؟ یا مگر مسجدی که مناره هایش بلند تر است نمازخوان بیشتر دارد؟ دعوت کنندگی مسجدها به رفتار و فرهنگی است که داخل آن مسجدها است. مسجد محل خومان در قم مسجدی بود که اصلا مناره نداشت. در آن هیچ خبری هم از لوسترهای آنچنانی و فرش های گران قیمت نبود. اما پر بود از شور و شوق و کار... فکر کنم نیازی به این همه فلسفه بافی نباشد. آن را که عیان است چه حاجت به بیان است. در ضمن می دانید در ابتدایی ترین متون علمی حوزه در مورد ارتفاع مناره های مسجد چه گفته اند؟
در مورد مسجد پیامبر هم منظورتان کدام مسجد پیامبر است، مسجد صدر اسلام یا مسجد حکومت آل سعود؟
بحث معماری مدرن اسلامی را هم در همین مصلی تهران دیدیم و حض کردیم، گنبد مصلی (نماد اسلام) زیر طاق کسری(نماد حکومت جور) ! آن هم طاقی که مهندسین ایرانی جرات برپایی آن را نداشتند، 120 متر دهنه بدون ستون که بتواند جلوی زلزله احتمای تهران مقاومت کند! واقعا خسته نباشند.

یه شهروند:

منظورم همخانی و تشابه مسجد صدر اسلام پیامبر با خانه های انسان های اهل مسجد بود.در ضمن شما هم معترف هستید که شرایط زمانه و نیازهای مسجد این دوره با صدر اسلام تفاوت اساسی دارد.
یک نکته دیگر ,میخواستم نظرتان را در مورد حرم های نجف و کربلا و کاظمین و مشهد و قم بپرسم.و یه مطلب دیگر که"زینت های خود را به مساجد بیاورید " چه معنایی می تواند داشته باشد؟
مباحث فنی هم به نظرم جاش اینجا نیست که مطرح بشه. اگر مشکل شما با طاق و قوس هست که بتواند در برابر زلزله های احتمالی مقاومت کند یا نه ,مثال های موثق ناقض حرف شما را می توان ارائه داد.
در ضمن من از حرف معمار انقلاب ,برداشتی که شما داشتید رو ندارم .
"پیامبر اسلام نیازی به مساجد اشرافی و مناره های تزییناتی ندارد. پیامبر اسلام دنبال مجد و عظمت پیروان خود بوده است که متاسفانه با سیاست های غلط حاکمان دست نشانده به خاک مذلت نشسته اند."

سرباز:

یاحق
+ ما که نفهمیدیم منظور شما از آن مثال خانه و مسجد چه بود؟
+ نظرم در باب حرم های معصومین علیهم السلام در عراق و ایران تفاوت می کند، چرا که در عراق کشور حکومت اسلامی ای تشکیل نشده است. اما در ایران جمهوری اسلامی مساله تفاوت دارد. در هرجای جهان اگر این هزینه ها از بیت المال انجام می شود که واقعا جای تامل دارد. در ایران نیز اگر هزینه ها مربوط به پولی است که برخی وقت و نذر این کارها کرده اند، حکومت اسلامی باید از انباشته شدن ثروت بدون هیچ نفعی جلوگیری کند، حکومت اسلامی جهت دهی خواست و علایق مردم را بر عهده دارد.
+ يَا بَنِي آدَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ
اى فرزندان آدم ! [ هنگام هر نماز و ] در هر مسجدى ، آرايش و زينتِ [ مادى و معنوى خود را متناسب با آن عمل و مكان ] همراه خود برگيريد و بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد ; زيرا خدا اسراف كنندگان را دوست ندارد
این ترجمه اش، خودتان قضاوت کنید. تفسیرش و اینکه چقدر روایت در باب ساده بودن مساجد داریم بماند.
+ مباحث فنی را هم چون شما ابتدا بحثش را مطرح کردیم من باب نمونه آوردم تا خیلی دلتان را به معماری مدرن اسلامی خوش نکنید،
+ خوشحال می شوم تفسیرتان از این جمله امام بیان کنید، چون واقعا اعتقاد دارم سخنان امام بطون دارد.

"اى فرزندان آدم ! زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود برداريد و بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمى دارد.
اين جمله مى تواند هم اشاره به زينتهاى جسمانى باشد كه شامل پوشيدن لباس هاى مرتب و پاك و تميز، و شانه زدن موها، و به كار بردن عطر و مانند آن مى شود، و هم شامل زينتهاى معنوى ، يعنى صفات انسانى و ملكات اخلاقى و پاكى نيت و اخلاص ...."
تفسير نمونه جلد 6 صفحه 148
دیدید که هیچ کجای این آیه ربطی به خود مسجد ندارد. فکر کنم تفسیر آیه در جواب نظر دوست عزیز کافی باشد.

یه شهروند:

المال و البنون زینه الحیاه الدنیا. کهف46
یا بنی ادم خذوا زینتکم عند کل مسجد و کلوا واشربوا و لاتسرفوا انه لا یحب المسرفین. اعراف 31

تفسیر منهج الصادقین در ذیل آیه 31 اعراف:در روایت آمده است:"هر آنچه در راه خدا مصرف شود هر چند بسیار زیاد باشد , اسراف نیست و آنچه در راه معصیت خدا استفاده شود , هر چند اندک باشد اسراف است.

ممنون می شوم اگه رفرنس آن روایات مذکوره در ارتباط با ارتفاع منار مساجد و ایضا سادگی مسجد ذکر شود. شما که اهل قم هستید حتما در جریان بازسازی گنبد حرم حضرت معصومه و عنایت ویژه آیت الله بهجت به این امر هستید. باز هم میگویم که برداشت شما از کلام روح الله کبیر برداشت جامع الاطرافی نیست که با ان حکم به بیراهه رفتن معماری مساجد بدهید.

سرباز

یاحق
-برای مثال: "بالا بردن گلدسته‏ها (مناره‏ها) بيش از پشت‏بام مسجد مكروه است." (توضیح المسائل آیت الله گلپایگانی، مساله 896)

می دانید که احکام توضیح المسائل بر مبنای آیات و روایات معتبر و بسیار مستند صادر می شود. یعنی همین جمله کراهت دارد، که شاید به ظاهر ساده باشد، مطمئنا مستند به چندین روایت معتبر در رد بلند کردن مناره های مسجد است.
- دوست عزیز ما فقط عنوان می کنند که برداشت شان با ما در مورد جملات ذکر شده از امام تفاوت دارد؛ اما بیان نمی کنند برداشتشان چیست؟ خیلی مشتاق هستم که منظور جنابعالی را در این مورد بدانم.

پی نوشت

+ دوست عزیز اگر جوابی اضافه نمودند به این پست اضافه خواهد شد.

+ خوشحال می شوم دوستان در نظرات این پست، رای بدهند: ۱)یه شهروند ۲) سرباز ۳) هیچ کدام ۴) هر دو