یاحق

 

وقتی دیشب ماشین استیشن مخصوص صدا و سیما را در کنار مسجد الشهدای دانشگاه علم و صنعت ایران دیدم، تصور نمی‌کردم اینگونه دوربین‌های تلویزیونی صفای مجلس فاطمه زهرا را یکجا جمع کرده و در نوارهای دوربین بتاکم ذخیره کند!

فکر نمی‌کردم پروژکتورهای پر قدرت نورپرداز برنامه، به همین راحتی فضای مسجد دانشگاه را پر از نورهای مصنوعی کند.

فکر نمی‌کردم مداحی «به همین سادگی»، علی رغم تمام تأکیداتی که رهبر انقلاب در دیدار با مداحان، بر مفاهیم مداحی‌های ارائه شده داشتند، مجلس را با اشعار سبک و بی‌وزن و با حرکات دوربین پسند، تبدیل به یک «شوی» تمام عیار مذهبی کند! و از همه تعجب برانگیزتر اینکه با تعریف‌ها و تمجیدهای مجری برنامه از این مداح روبرو شوم.

هرچند احساسم بر این است که آنچه از نثر و نظم بر زبان هنرمندان انقلاب جاری می‌شود هبوطی از عالم معنی است، اما مگر نه این است که حضرت امام خمینی (ره) بر برگزاری سنتی مراسم عزاداری تأکید داشتند؟ منکر شعر و خاطره‌گویی و تواشیح نیستم، اما همه می‌دانند که هر برنامه زمان و مکان خاص خود را می‌طلبد. بخاطر همین برنامه‌ها بود که برنامه عزاداری با یک ساعت تاخیر به اتمام رسید. شاید اگر مراسم در سالن آمفی‌تئاتر شهید بهرامی دانشگاه علم و صنعت ایران برگزار می‌شد،‌ یکی از خاطره‌انگیزترین مراسمات مذهبی دانشگاه بود اما مسجد الشهدای دانشگاه آن هم در شب شهادت حضرت زهرا جای مناسبی برای آن برنامه‌ها نبود.

بیایید کمی عمیق‌تر به مسأله نگاه کنیم. هیات مجمع الانصار فاطمیون شش شب بود در مسجد الشهدای دانشگاه علم و صنعت ایران مراسم برگزار می‌کرد و هر شب از شب پیش مشتاق‌‌تر می‌شدم که در مراسم شرکت کنم و دوستان را نیز تحریض می‌کردم. اما دیشب که پای دوربین‌های تلویزیونی به مراسم باز شد، به همراه امواج فرستنده، همه صفای مراسم نیز بر روی آنتن‌ها رفت.

شاید ایراد کار در همان تعارض ذاتی معروف دین و تکنولوژی است. تصویر،‌ تنها زبانی است که دوربین می‌فهمد و این همان گره کار است. برنامه ساز برای بیان حال مراسم به بینندگان، ناگزیر از ایجاد تصویر است. چرا که در غیر اینصورت قادر به انتقال مفهوم نیست، حال خواه تصویر واقعی باشد، خواه تصنعی. اما مساله اینجاست که حاضرین در برنامه، به راحتی تفاوت بین تصاویر واقعی و تصنعی را می‌فهمند. برای همین است که وقتی مداح، آن حرکات کذایی را جلوی دوربین راه می‌اندازد، عده‌ای ساکت می‌شوند و عده‌ای از مجلس بیرون می‌روند.

 

بنده منکر نقش رسانه نیز در انتقال مفاهیم ارزشی نیستم. اما تمام حرف من بر سر این نکته است که مراسم عزاداری را قربانی برنامه تلویزیونی نکنیم. مطمئن باشیم مراسمی که نتواند بر روی حاضرینش تأثیر بگذارد، پس از عبور از هزاران عدسی و سیم و آنتن و فضاهای شهری پر از اعوجاج، بر روی بینندگان تلویزیونی هم تأثیری نخواهد داشت.

پی‌نوشت:

چندین شب است که در مسجد دانشگاه‌مان هیاتی از هیات‌های شرق تهران به مناسبت فاطمیه مراسم برگزار می‌کند و انصافا برنامه خوبی هم داشت. تمام قصه از آنجا شروع شد که یکی از مجریان معروف تلویزیونی ـ که ارادت خاصی به او کلامش دارم ـ تصمیم گرفت از مراسم‌ هیات برنامه تلویزیونی تولید کند. قصدش خیر بود اما متاسفانه نتیجه کار خیلی جالب از آب در نیامد. هم برنامه به درازا کشید،‌ هم مداحی که همراه آن مجری تلویزیونی آمده بود اشعار سبکی خواند و هم فضای مراسم از یک مراسم عزادای سنتی بیشتر تبدیل به یک فضای آمفی‌تئاتری شد. همین.

یاحق