تبليغاتX
سرباز

سرباز

چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما × (عضو حلقه خیزش) × ای جوانان عجم جان من و جان شما

یاحق

همه روزه تیترهای تکراری را می­بینم

جنایاتی که به نام خدا انجام می­شود

آنان جنایات را به نام او انجام می­دهند

و با بی­شرمی انسان­ها را می­کشند و می­ریایند

اما آیا "او" به ما نفرت و خشونت و کشتار را آموخت بود؟

نه هرگز!

او به ما در مورد برادری انسان آموخت

و در برابر بی­عدالتی به شدت ایستاد

او کودکان را دوست می­داشت و دستانشان را می­فشرد

و به پیروانش آموخت تا به پیران احترام بگذارند

پس آیا او چگونه می­تواند دستور قتل یک کودک بی­گناه را بدهد؟

نه هرگز!

پی نوشت:

سامی یوسف در کارهای اجتماعی خویش علی رغم تاکید بر ایستادگی و تسلیم نشدن در برابر جهان غرب و علی رغم حمایت از مردم مسلمان مورد ظلم در جهان، همواه حساب اسلام را تندروهای به ظاهر اسلام گرا جدا کرده است. آنچه می شنوید و می خوانید بخشی از کاری است که سامی یوسف به کودکان بی گناه مدرسه بسلان روسیه که به دست گروه های به ظاهر اسلام گرا کشته شده بودند، تقدیم کرده است.

+ نوشته شده در  2007/11/14ساعت 15:50  توسط روح الله رضوی  | 

یاحق

۱-     رهبر انقلاب امسال را سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی می­نامد.

۲-     سریالی تحت عنوان چهارخانه از نوع ۹۰ قسمتی روی آنتن شبکه سوم سیمای جمهوری اسلامی می­رود.

 

                     

۳-     شخصیتی مجهول الهویه به نام "شنبه" وارد سریال می­شود. لهجه­اش افغانی است اما سریال ادعا می­کند که او خود را افغانی نامیده و در واقع ایرانی است.

۴-     طی خبری که خبرگزاری فارس در تاریخ ۲۱ مرداد۱۳۸۶ روی سایت می­رود، مخالفت شدید مسوولان فرهنگی سفارت افغانستان در ایران عنوان می­شود. خبر به دلیل نامعلومی پس از مدت کوتاهی از روی سایت برداشته می­شود. متن خبر مطابق با آنچه که از گفته می­شود از روی کش گوگل برداشته شده است، این است:

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري و تحليلي فرارو، رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي افغانستان در ايران با رياكار و متقلب خواندن دست‌اندركاران اين مجموعه تلويزيوني، اين اقدام را جفا در حق جوانان و مردم افغانستان و موجب صدمه جدي به روابط حسنه دو كشور دوست و همسايه ارزيابي كرد. تخاري ضمن گفت: «تهيه‌كنندگان اين سريال بدون درنظر گرفتن موازين اخلاقي و مشتركات فراوان فرهنگي دو كشور، اقدام به نمايش چهره‌اي غيرواقعي از جوانان افغان كرده‌اند كه اين اقدام قطعا در روابط دو كشور تأثير منفي برجاي خواهد گذاشت.» وي افزود: «تصميم داريم طي تماس با آقاي پورمحمدي مدير شبكه سه مراتب اعتراض خود را نسبت به اين عمل به ايشان اطلاع دهيم كه تاكنون موفق به اين امر نشده‌ايم.» بر اين اساس، رايزن فرهنگي افغانستان در ادامه بااشاره به مشتركات فرهنگي و تاريخي فراوان بين ايران و افغانستان افزوده: «نبايد اجازه داد عده‌اي در روابط دو كشور هم‌دين و هم‌آيين همسايه ايجاد خلل نمايند. به جاي نشان دادن تلخي‌ها و سياهي‌ها بايد نكات خوب و مثبت نمايش داده‌شود. آيا قابل قبول است كه ما نيز از اتفاقات سياهي كه در ترمينال جنوب، پاكدشت، مولوي و ... در جريان است، فيلم تهيه كنيم و به‌عنوان تمام ايران آن را در كشورمان پخش كنيم؟ خير، سياه نمايي صحيح نيست.»

۵-     محمد کاظم کاظمی، شاعر انقلابی افغان در مطلبی تحت عنوان " لهجه افغان در سریال چهارخانه" به شدت سریال مورد نظر را در وبلاگ خویش مورد نقد قرار می­دهد.

۶-     تصمیم می­گیرم که اقدامی کنم، حتی اگر شده انفرادی. اما به امید دوستانی که قول همراهی دادند صبر می­کنم و ... خبری نمی­شود. «جاده هم از نفس ماندۀ ما منزل شد»

۷-     با آغاز ماه مبارک و رقابت سریال­های ۳۰ قسمتی این ماه و جولان شیطان در این سریال­ها! اجازۀ پخش به سریال به اصطلاح طنز چهارخانه را نمی­دهد. من نیز مانند دیگران مساله را از یاد می­برم.

۸-     ماه مبارک تمام می­شود و دوباره در انتهای ماه مبارک شیطان به بند کشیده می­شود(برخلاف آنچه به ما یاد داده­اند) و دوباره سریال چهارخانه آغاز می­شود. اگر تا کنون شنبه تنها از ناکجا آباد ایران به تهران آمده بود، این بار چندین شخصیت دیگر از جنس شنبه نیز به سریال اضافه می­شوند. این بار دیگر هراسی نیست که یکی از کارکترهای سریال بگوید: مسافران جدید از خارج از ایران آمده­اند(ظاهرا از یاد برده اند که زمانی گفته بودند آنها اهل ایرانند) ... و دوباره همان تمسخرها نسبت به قومی که نزدیک­ترین قوم از نظر فرهنگی دینی و زبانی در دنیا نسبت به ایران است. کمی به اطرافتان نگاه بیندازید.

۹-     آیا این همان رسانه­ای است که بنا بود "دانشگاه عمومی"(۱) باشد؟ باور نمی­کنم!

پی نوشت:

۱- تعبیر حضرت امام خمینی از صدا و سیما

۲- صدایی که می شنوید از آیتم های سکوت شماره چهارم است و به مناسبت روزی است که در تاریخ امپریالیستی آمریکا ثبت شد. روزی که آمریکا اولین سیلی "مستقیم" را ملت مسلمان ایران خورد. ۴۴۴ روز ۵۲ مارینز آمریکایی در دست! دست و پنجه زنندگان این سیلی درد نکند.

+ نوشته شده در  2007/11/2ساعت 20:3  توسط روح الله رضوی  | 

یاحق

نمی­دانم چرا وقتی خبر فوتش را شنیدم یاد این شعر افتادم. شاید چون سراینده اش مانند خواننده اش فوت کرده:

سراپا اگر زرد و پژمرده­ایم، ولی دل به پاییز نسپرده­ایم

چو گلدان خالی لب پنجره، پر از خاطرات ترک خورده­ایم

...

خدای قیصر رحمتش کند.

پی­نوشت:

آنچه می­شنوید مربوط به مجله صوتی سکوت پیش­شماره چهارم است. مصاحبه­ای است با یکی از کارگران دانشگاه­مان.

+ نوشته شده در  2007/10/30ساعت 20:23  توسط روح الله رضوی  | 

یاحق

◊ در طول تحصیلش روزانه شانزده ساعت درس می خواند.

◊ در بیست سالگی تدریس کفایه الاصول را آغاز کرد. بیست و پنج سالگی به تدریس خارج اصول و بیست هشت سالگی به تدریس خارج فقه پرداخت.

◊ از همان کودکی خواهرش بنت الهدی تاریخ و ادبیات و فقه و اصول را از برادر آموخت.

◊ پس از فوت آیت الله حکیم (1390 ق) مرجع تقلید شیعیان شد.

◊ در اربعین سال 1397ق (1356ش) و در دوران مرجعیتش به دلیل تحریک مردم علیه رژِیم عراق به زندان افتاد. آثار شکنجه تا آخر عمر بر بدنش بود. به سختی از پله­ها بالا می­رفت.

 

                                   

◊ "امروز در اين برهه از تاريخ اسلام و مسلمين، که انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني پيروز شده و پوزۀ قدرت­هاي شيطاني شرق و غرب را به خاک ماليده و امت اسلام را در سرتاسر دنيا بيدار کرده است، من وظيفه خود مي­دانم که با تفسير قرآن، افکار مردم مسلمان عراق را آگاه و آرمان­هاي انقلابي اسلام را مطرح نمايم و با بيان مفاهيم شورآفرين، حماسي و اجتماعي قرآن کريم، دل­ها را براي پيوستن به انقلاب اسلامي ايران آماده کنم..."

◊ شانزدهم رجب سال 1399ق (1358ش) را روز انزجار از رژیم بعث عراق اعلام کرد. بازارها تعطیل شد. مردم به خیابان­ها ریختند و برای بیعت به سمت خانه او شتافتند. دستگیرش کردند و خواستند که دست از حمایت انقلاب اسلامی بردارد، اما جواب داد:

"من يک مسلمانم و در برابر سرنوشت همه مسلمانان جهان ـ و نه تنها عراق و ايران ـ مسئولم. بايد به وظيفه شرعي خود عمل کنم و وظيفه شرعي منحصر به ايران و عراق نيست. حمايت از انقلاب اسلامي ايران و رهبري آن هم، يک وظيفه شرعي است."

 

                                    

همان روز بنت الهدی در حرم امام علی (ع) به ایراد سخنرانی پرداخت و مردم را برای ریختن به خیابان­ها تحریض کرد تا حزب بعث او را آزاد کند و همین طور هم شد.

◊ پس از آزادی منزلش برای مدت نه ماه تحت محاصره نیروهای امنیتی قرار گرفت. در تاریخ 19 جمادی اول 1400 ق مطابق با 16 فروردین 1359 بار دیگر دستگیر و به بغداد فرستاده شد. روز بعد نیز خواهرش از بیم تحریک مردم دستگیر شد. ایندو پس از شکنجه فراوان در تاریخ 19 فرودین 1359 به شهادت رسیدند.

"مرحوم آيت الله شهيد سيد محمد باقر صدر و همشيره مکرمه مظلومه او که معلمين دانش و اخلاق و مفاخر علم و ادب بود، به دست رژيم منحط بعث عراق با وضع دلخراشي به درجه رفيعه شهادت رسيده اند. شهادت ارثي است که امثال اين شخصيتهاي عزيز از مواليان خود برده اند"

                                              امام خمینی(ره)

پی نوشت:

یک عکس از امام خمینی در خانه پدری ام بود که زیرش این جمله از شهید محمد باقر الصدر نوشته شده بود:

ذوبوا فی الامام الخمینی کما ذاب هو فی الاسلام

 

 

+ نوشته شده در  2007/10/23ساعت 9:11  توسط روح الله رضوی  |