تبليغاتX
سرباز

سرباز

چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما × (عضو حلقه خیزش) × ای جوانان عجم جان من و جان شما

یاحق

در عملیاتی که به تاریخ 7 و 8 آوریل سال 1995 در منطقه ساماشکی چچن توسط نیروهای وزارت امور داخلی فدراسیون روسیه صورت گرفت، مردم این منطقه به بهانه حضور جدایی طلبان چچنی، قتل عام شدند. آنچه که در تصویر زیر مشاهده می­کنید تنها گوشه­ای جنایات نیروهای روسی در این منطقه مسلمان نشین است.

 

            mass graves Chechnya

یک سوال: واقعا چرا ما قادر به یافتن چچن بر روی نقشه هم نیستیم؟

پی نوشت:

+ این واقعه مشتی است نمونه از خروار جنایات روسیه طی دو دوره جنگ بعد از فروپاشی شوروی.

+ مطمئن هستم که فی الفور احساسات مذهبی برخی گل می کند که: آقا جان اینهایی که سنگشان را بر سینه می زنی وهابی اند. بحث مبارزان چچنی که علیه دولت روسیه مبارزه می کنند یک طرف قضیه چچن است و بحث مردم بیگناه چچنی طرف دیگر. نیروهای روسی به بهانه حضور همین نیروها (که در میانشان نیروهای فرا منطقه ای مورد حمایت کانون های وهابیت نیز حضور دارند) در بسیاری از مناطق به صغیر و کبیر این مردم رحم نکردند. کاری که در مناطق دیگر جهان اسلام نظیر کشمیر نیز اتفاق افتاد. آنچه مورد نظر من در این پست است، مردم بیگناهی هستند که زیر چکمه های سربازان روس له شدند. انشا الله در فرصتی دیگر به خود مبارزان چچنی هم خواهم پرداخت، آن وقت معلوم می شود که بسیاری از وقایع آنگونه که ما تصور می کردیم نیست.

+ دور اول جنگ در منطقه چچن در زمان یلتسین اتفاق افتاد و دور دوم آن در زمان همین آقای ولادمیر پوتین.

نام این افسر KGB را هرگز از یاد نبرید!

والسلام 

+ نوشته شده در  2007/10/19ساعت 11:59  توسط روح الله رضوی  | 

یاحق

                       

پیش نوشت:

(۳۰ ماه مبارک) بالگردهای و جنگنده ها  آمریکایی در هفت مورد حمله پی در پی به منطقه ای در شمال عراق، دست کم ۵۳ عراقی را به خاک و خون کشیدند ... در این حمله ۳۴ تن کشته و ۱۹ نفر دیگر زخمی شدند. ۱۵ نفر از کشته شدگان را زنان و کودکانی تشکیل می دهند که در حال استراحت در منازل خود به سر می بردند!

امشب شب عید است و خوب، عید فطرتان مبارک.

راستی خیلی توجهی به صدای وبلاگ من نکنید (متن پیش نوشت)، احتمالا خط روی خط افتاده است. اصلا مگر می شود کشوری که این همه با ما دوست است و برای ما مسلمانان حتی تمبر چاپ می کند، دست به چنین اقداماتی بزند؟ پس به گیرنده­های خود دست نزنید که ایراد از فرستندۀ وقت نشناس من است. بهتر است بعد از یک ماه روزه داری خوش باشیم. به قول سامی یوسف در آهنگ عیدش:

Let us rejoice in deed, This is the day of Eid

حق نگهدار

+ نوشته شده در  2007/10/12ساعت 17:12  توسط روح الله رضوی  | 

یاحق

پیش نوشت:

از اواسط بحثی که در پست قبلی ام رخ داد نکته ای را دریافتم که اینکه پس از کمی کلنجار با خود، آن را صراحتا بیان می کنم:

 

"آنگونه که من سعید قاسمی را می شناسم، دیدگاه ایشان در باب مسائل جهان همانی است که اکنون ابراز داشته اند. از شروع جریانات آمریکای لاتین نیز ایشان برخورد سردی با این مساله داشتند، اما در چند وقت اخیر، بنظرم می رسد ایشان دچار لغزش شدند، این را می گویم که تصور نکنید معتقد به معصومیت ایشان هستم! با تمام این اوصاف ایشان با بیان این سخنان اخیر صراحتا بازگشت خود از آن رویکرد ابراز داشتند.همین."

این را هم لازم می دانم بگویم که: او یکی از پرورده های میدان رزم و جهاد فی سبیل الله  است و اگر انقلاب اسلامی هیچ دستاوردی جز پرورش انسان هایی اینچنین نداشت باز هم می ارزید تا حزب الله جان و سر خویش را فدای حفظ آن کند. (شهید آوینی)

 

                        

 

از بارزترین ویژگی­های تفکر حضرت امام خمینی(ره) توجه به تمامی مستضعفین عالم بوده است. ایشان دایرۀ مسوولیت­های ما را در مقیاسی جهانی ترسیم نموده­اند. انسان "به ما هو انسان" برای تفکر اسلام ناب حضرت امام ارزشمند است و همین ارزش است که باعث می­شود تا حضرت امام مخاطب سخنان خویش را تمامی مستضعفان عالم بداند. در این راستا مواضع دولت نهم در ایجاد جبهه مقاومت جهانی در مقابل کشورهای مستکبر جهان اقدامی ستودنی است. قطعا تمامی کشورهای مستضعف جهان که در قرون اخیر به استضعاف کشیده شده­اند باید به سمت تشکیل جبهه واحد جهانی در مقابل مستکبران گام بردارند و اقداماتی که در این راستا به انجام می­رسد مقدس است.

در این میان عده­ای تصور کرده­اند چون برخی از این ملل از نظر جغرافیایی در غرب کشور ما قرار دارند، حمایت از اینان غرب­زدگی است؛ حال آنکه نمی­دانند آن غرب­، غرب فکری و فرهنگی است و نه جغرافیایی. نظام سرمایه­داری هرچند در ظاهر کاری به مذهب نداشته است، اما بر همۀ ما واضح است که امید بازگشت به نظام توحیدی و فطرت بشری در ملل مستضعف جهان، که در سمت چپ تقسیم­بندی­های نظام بین­الملل قرار دارند، بسیار بیشتر از مللی است تحت سیطره نظام سرمایه­داری قرار دارند. اگر اینگونه نبود، حضرت امام نامه خویش را به سران کشورهای اروپایی یا آمریکایی می­نوشت نه شوروی. متاسفانه تعهد به نظام سرمایه­داری در این دوستان، موجب شده است تا هرگونه اتحاد بین مستضعفان جهان را به التقاط تعبیر کنند. این دوستان وقتی هم می­خواهند به خیال خود اهم و مهم کنند و بگویند که باید ابتدا به مسلمانان رسیدگی کرد، مثال از مسلمانان مورد نظر خود می­زنند. از دید اینان ارتباط با دیگر کشورها و حتی مسلمانان باید فقط بر اساس منافع نظام سرمایه­داری معنی شود؛ نه وظیفه دینی و مذهبی. برای این دوستان، مطمئنا مسلمانان افغانستان و یمن و چچن و سودان و پاکستان و ... هیچ محلی از اعراب ندارند.

اما یک سوال؛ اتحاد ما با مستضعفان جهان تا چه حد است؟ آیا این اتحاد چیزی فراتر از مبانی سیاسی مشترک نیز هست؟ اصولاً این اتحاد در چه سطحی است؟ آیا این اتحاد باید پای خویش را از سطوح دیپلماتیک و روابط رسمی کشورها نیز فراتر بگذارد؟ اولویت­های ما در تشکیل جبهه واحد جهانی در مقابل استکبار کدام است؟ آیا این اتحاد باید تنها با دولت­ها باشد و مللی که به هر دلیل قادر به تشکیل دولت نشده­اند باید به فراموشی سپرده شوند؛ هر چند نزدیک­ترین قرابت­های فرهنگی و مذهبی را با ما داشته­اند؟

دوستان آشنا با صحیفه و سخنان حضرت امام(ره) این را بهتر می­دانند که اگر ایشان در باب اتحاد مستضعفین جهان سخن گفته­اند، چندین برابر آن را در مورد جهان اسلام تاکید داشته­اند. در عرصۀ آرمان­­های بین­المللی، ما کدام یک از وظایف­مان را در باب جهان اسلام انجام داده­ایم که اینگونه به دنبال دیگر مستضعفین عالم افتاده­ایم؟ واقعا در تعجبم، دوستانی که به دنبال بر پا داشتن جبهه مستضعفان جهان هستند (که من به حسن نیتشان شک ندارم)، ظاهرا از یاد برده­اند که درصد بالایی از این مستضعفان همین شیعیان و مسلمانان کشورهای اسلامی هستند که به دلیل دسایس همان مستکبران نتوانسته­اند برای خود دولتی تشکیل دهند. چگونه است که برای دول بی­اعتقاد به هیچ دینی، باید مراسم بزرگداشت گرفته شود، اما برای ملل شیعه و رنج کشیده تحت ظلم هیچ اقدامی صورت نگیرد؟

واقعا تا بحال کدام مراسم در تشریح وضع شیعیان یمن برگزار شده که حال باید به دنبال آمریکای لاتین برویم؟ تا بحال شرایط شیعیان آذربایجان و داغ قره باغ در کدام سمینار شکافته شده که ما باید راه به راه برای ملل آمریکای لاتین یادبود برگزار کنیم؟ تا بحال کدام یک از شهدای دلیر چچنی به من و شمای دانشجو شناسانده شده­اند که ما باید نام کشتگان آن سوی جهان را بر زبان برانیم؟ تا بحال کدام تشکل حزب اللهی مساله کشمیر را برای ما باز کرده است که ما باید تاریخ فیلم آمریکا لاتین را بشناسیم؟ چه شده است که من از حزب الله ترکیه تنها نامی می­دانم اما از شخصیت­های دیگر جهان باید این قدر بدانم؟ کدام جوان ما می­داند که به دلیل برخی سیاست­های سیاسی و فرهنگی مسوولین، مسلمانان افغانستان ـ که نزدیک­ترین ملل از نظر فرهنگی مذهبی به ما هستند ـ در حال دور شدن از ایران هستند؟ کدام جوان به اصطلاح انقلابی می­داند که چه بر سر شعیان پاکستانی می­آید؟ و ... .

بسیاری در پاسخ بیان می­دارند که هر کدام در جای خود از اهمیت برخوردار است. اما مسأله بر سر این است که هزینه هر اقدام من و شمای معتقد به تفکرات جهانی امام خمینی (که فکر نمی­کنم زیاد باشیم)، از دست رفتن فرصتی است که می­توانستید برای اقدامات مهم­تر صرف شود. اگر وظیفه ما پشتیبانی از مستضعفان جهان است، آیا مسلمانان مستضعف از اولویت برخوردار نیستند؟

علاوه بر این­ها با فرض اینکه ما تمامی وظایف خویش را در باب جهان اسلام به انجام رسانیده­ایم و حال می­خواهیم به سراغ دیگر مستضعفان عالم برویم، آیا مگر نه این است که ما با اینان تنها بر سر دشمن اشتراک داریم؟ آیا مگر نه این است که اگر عدالت مورد نظر اینان تمام و کمال نیز اجرا شود، برای تفکر اسلام شیعی، چنین عدالتی که فاقد توحید باشد، عین ظلم است؟

از طرفی دیگر پتانسیل­های موجود در جهان اسلام در تشکیل هسته­های مقاومت اسلامی به­ويژه در نسل جوان، آنقدر عظیم است که از این نظر نیز توجه ویژه و اولویتی صدور تفکر حضرت روح­الله و همبستگی مستضعفان جهان را می­طلبد؛ این مهم از آن جهت باید در ابتدا در دستور کار قرار گیرد که در ایجاد اتحاد با ملل مسلمان مستضعف، ما یک گام نسبت به ضد امپریالیست­های غیر مسلمان، در داشتن دین مشترک و تفکر اسلامی جلو هستیم.

جبهه جهانی علیه مستکبران عالم، تنها جبهه­ای سیاسی است و نه ایدئولوژِیک. اگر این جبهه پای خویش را از سطوح سیاسی و رسمی فراتر گذارد، صرفنظر از اینکه به قیمت قربانی شدن بسیاری از مستضعفان مسلمان عالم است، نتایج ناگواری را نیز برای انقلاب در بر خواهد داشت. البته باز باید تاکید شود که حفظ اتحاد «سیاسی» با این ملت­ها و دولت­ها از اولویت­های درست و قابل تحسین دولت است که البته به مذاق خیلی­ها سازگار نیامده است. حق.

+ نوشته شده در  2007/10/8ساعت 19:31  توسط روح الله رضوی  | 

یاحق

سرکار خانم گوارا؛ از نظر شمایی که علمدار مارکسیم و کمونیسم هستی و ادعای دفاع از مظلوم دارید، آیا افغانیان مظلوم نبودند که [آن بلا را بر سرشان] آوردید؟ این بوسنایی­ها مظلوم نبودند که صرب­ها و چتنیک­ها از رحم مادرانشان بچه­ بیرون می­کشیدند؟ آن وقت شما کدام قبرستانی بودید؟ ما ندا و حامی­ای از جانب شما ندیدیم؟ ... 

 

                      فرزندان "چه گوارا" در بیت امام(ره) و مزار شهیدان انقلاب

فصل شما تمام شد. اگر خیلی به دنبال راه پدرت هستی، لباس­های سبز را بر تن کن و پوتین­هایت را واکس بزن ...

آقای کامیلو گوارا، فصل این حرف­ها و عربده کشی­های خیلی وقت است که گذشته است! ...

پی نوشت:

۱-آنچه خواندید بخش هایی از سخنان سردار سعید قاسمی بود که در جمع معتکفین دانشگاه علم و صنعت ایران در روز جهانی قدس ایراد شد.

۲- برای شنیدین سخنان سردار سعید قاسمی می توانید اینجا را کلیک کنید.

 

+ نوشته شده در  2007/10/6ساعت 16:9  توسط روح الله رضوی  | 

یاحق

پی نوشت: اول اکتبر مصادف با ۹ مهرماه سالگرد شهادت محمد الدره است. خداوند ما را رحمت کند!

+ نوشته شده در  2007/10/1ساعت 22:21  توسط روح الله رضوی  | 

یاحق

والله و بالله من قسم می خورم که پیغمبر اکرم در قبر مقدسش امروز از یهود می لرزد... داستانی که دل حسین ابن علی را خون دارد این قضیه است... بعد از این داستانی که از علی ابن علی طالب نقل می کنیم حرام است دیگر در منابر نقل کنیم که علی ابن علی طالب روزی که شنید دشمن حمله برده است به کشور اسلامی ... بعد گفت که من شنیده ام اینها آمده اند زینت زن مسلمان یا زنی که در حمایت مسلمان است گرفته اند، بعد علی (ابن ابی طالب) می گوید: "ولو ان امر مسلما مات علی هذا اسفا، ما کان به ملوما"

اگر حسین علی بود می گفت اگر می خوای برای من عزاداری کنی، برای من سینه بزنی، برای من زنجیر بزنی شعار امروز تو باید فلسطین باشد، شمر امروز موشه دایان است، شمر ۱۳۰۰ سال پیش مرد، رفت، شمر امروزت را بشناس.

پی نوشت:

۱- راستی چرا دیگر مانند شهید مطهری نیامد؟

۲- برای دانلود فایل صوتی می توانید اینجا را کلیک کنید.

+ نوشته شده در  2007/9/28ساعت 23:20  توسط روح الله رضوی  |