تبليغاتX
سرباز
Image and video hosting by TinyPic

حق

روزانه هزاران خبر بر روی تلکس های خبری دنیا آورده می شود، اخباری که از سوی سرویس های خبری مختلف دنیا انعکاس داده می شوند. این سرویس ها تلاش می کنند تمامی اخبار دنیا را به زبان های زنده به گوش آنها برسانند؛ اما صرفنظر از اعمال سیاست های مطلوب قدرت های جهانی در گزینش اخبار هر منطقه، یک نکته در نحوه خبررسانی این رسانه ها وجود دارد و آن اینکه اخبار هر نقطه تنها برای مردم همان نقطه انعکاس داده می شود و بس. یعنی در این سیستم خبر رسانی جدای از یک سری اخبار بی جهت مشترک در تمامی دنیا (نظیر اخبار مسابقات یورو کاپ) شما تنها از اخبار مهم کشوری خاص مطلع خواهید شد: اطلاع رسانی جزیره ای!. برای مثال در سایت خبری BBC که دارای زبان های مختلفی است؛ طی هفته های اخیر اخبار مناطق بحرانی مسلمان نشین مانند منطقه پاراچنار پاکستان و کشمیر هند تنها در سایت اردو زبان BBC منعکس می شود و بس. در هیچ کجای سایت فارسی BBC نشانی از اوضاع این مناطق دیده نمی شود.

 

              

پیروی رسانه های خبری جمهوری اسلامی ایران از چنین منابع خبری ای در کنار عدم پوشش اخبار این مناطق توسط خبرگزاری های داخلی باعث شده است که اخبار مرتبط با این مناطق بایکوت در رسانه های ایران بایکوت شود. شرایط به گونه ای است که یک هفته از اعتصاب سراسری مردم مسلمان کشمیر در اعتراض مصادره زمینهای مسلمانان برای احداث یک زیارت گاه هندوان می گذرد، ده‌ ها نفر در درگیریهای خیابانی با پلیس و ارتش هند مجروح و کشته می شوند، اما هیچ کس در کشور ایران از این اوضاع بحرانی اطلاعی در دست ندارد و یا قریب به یک سال از وضعیت بحرانی و محاصره شیعیان منطقه پاراچنار پاکستان در می گذرد، ده ها نفر از شیعیان در این اوضاع به فجیع ترین وضع ممکن به شهادت می رسند اما رسانه های خبری دولتی جمهوری اسلامی ایران حتی یک خط خبر در مورد این منطقه منعکس نمی کنند.

             

 

 

اگر جمهوری اسلامی ایران هنوز قائل به آرمان های فرا ملیتی انقلاب اسلامی ایران و احقاق حقوق تمامی مسلمانان مظلوم جهان از مستکبران هست، تغییر روند اطلاع رسانی اخبار جهان اسلام از ابتدایی ترین ملزومات آن به شمار می رود.

یا حق

پی نوشت:

منظور از رسانه های خبری جمهوری اسلامی ایران رسانه های دولتی هستند و الا در باب پوشش اخبار شیعیان منطقه پاراچنار سایت ابنا که متعلق به مجمع جهانی اهل بیت است انصافا خوب کار کرده است اما باز هم جای این ایراد وجود دارد که این اقدام یک اقدام موردی است و دیگر اخبار موجود در جهان اسلام نظیر همان کشمیر پوشش بایکوت خبری شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 17:20  توسط روح الله رضوی  | 

حق

کلکته بود، شهری شلوغ که ساکنانش اکثراً هندو مسلک بودند. از راهنما پرسیدم: هندوها چگونه بت پرستی می کنند؟ پاسخ داد: بت پرستی دو نوع است جمعی و فردی. هندوها در اینجا روزهای یک شنبه به بت خانه می روند و بصورت جمعی بت ها را پرستش می کنند؛‌ علاوه بر آن هر کسی یک بت شخصی دارد که آن را در محل کار و زندگی خود قرار می دهد. هر روز صبح که از خواب بر می خیزد، پرده روی بت را بر می دارد و آن را با آب و عطر می شوید و پس از احترام به بتش کار روزانه اش را شروع می کند.

دوست داشتم خودم این آیین پرستش بت ها را ببینم. پس از رفتن به بت خانه ای به سراغ یکی از بساط فروشی های کنار خیابان رفتم تا بتش را از نزدیک مشاهده کنم. کنار بساطش پرده ای روی بتش انداخته بود. از او خواستم بتش را نشانم دهد. پرده را کنار زد ناگهان یکه خوردم. باورم نمی شد. آنچه می دیدم بت نبود، عکسی از امام خمینی بود! به او گفتم این بت نیست، این رهبر کشور من است. گفت می دانم. این کسی است که نه از آمریکا هراس دارد و نه از شوروی. کسی از این دو ابر قدرت جهان نترسد بنظر من تنها خداست!

پی نوشت:

اول اینکه دوستان من را به کفرگویی متهم نکنند. آنچه خواندید خاطره ای است از یکی از روحانیون که در اوایل انقلاب به هند رفته بود. جمله مورد نظر هم عین جمله است که آن هندوی بساط فروش در کنار خیابان گفته بود و بس.

دوم: اینکه مدت زمان زیادی بود که علی رغم اینکه حرف برای گفتن داشتم نتوانستم بنویسم. هم به دلیل اتمام پایان نامه و هم به دلیل فشار کاری. بحمدلله اولی اش حل شد اما کار تمامی ندارد.

حق

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 17:17  توسط روح الله رضوی  | 

                     

 

یاحق

                             بررسی زمینه های فروپاشی اسرائیل

در این رابطه مطلب وبلاگ ربذه را بخوانید. همچنین بخوانید مطلب وبلاگ نماینده را در مورد مراسم برگزار شده. اگر توفیقی بود بنده هم خواهم نوشت.

حق

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 9:7  توسط روح الله رضوی  | 

یاحق

 

وقتی دیشب ماشین استیشن مخصوص صدا و سیما را در کنار مسجد الشهدای دانشگاه علم و صنعت ایران دیدم، تصور نمی‌کردم اینگونه دوربین‌های تلویزیونی صفای مجلس فاطمه زهرا را یکجا جمع کرده و در نوارهای دوربین بتاکم ذخیره کند!

فکر نمی‌کردم پروژکتورهای پر قدرت نورپرداز برنامه، به همین راحتی فضای مسجد دانشگاه را پر از نورهای مصنوعی کند.

فکر نمی‌کردم مداحی «به همین سادگی»، علی رغم تمام تأکیداتی که رهبر انقلاب در دیدار با مداحان، بر مفاهیم مداحی‌های ارائه شده داشتند، مجلس را با اشعار سبک و بی‌وزن و با حرکات دوربین پسند، تبدیل به یک «شوی» تمام عیار مذهبی کند! و از همه تعجب برانگیزتر اینکه با تعریف‌ها و تمجیدهای مجری برنامه از این مداح روبرو شوم.

هرچند احساسم بر این است که آنچه از نثر و نظم بر زبان هنرمندان انقلاب جاری می‌شود هبوطی از عالم معنی است، اما مگر نه این است که حضرت امام خمینی (ره) بر برگزاری سنتی مراسم عزاداری تأکید داشتند؟ منکر شعر و خاطره‌گویی و تواشیح نیستم، اما همه می‌دانند که هر برنامه زمان و مکان خاص خود را می‌طلبد. بخاطر همین برنامه‌ها بود که برنامه عزاداری با یک ساعت تاخیر به اتمام رسید. شاید اگر مراسم در سالن آمفی‌تئاتر شهید بهرامی دانشگاه علم و صنعت ایران برگزار می‌شد،‌ یکی از خاطره‌انگیزترین مراسمات مذهبی دانشگاه بود اما مسجد الشهدای دانشگاه آن هم در شب شهادت حضرت زهرا جای مناسبی برای آن برنامه‌ها نبود.

بیایید کمی عمیق‌تر به مسأله نگاه کنیم. هیات مجمع الانصار فاطمیون شش شب بود در مسجد الشهدای دانشگاه علم و صنعت ایران مراسم برگزار می‌کرد و هر شب از شب پیش مشتاق‌‌تر می‌شدم که در مراسم شرکت کنم و دوستان را نیز تحریض می‌کردم. اما دیشب که پای دوربین‌های تلویزیونی به مراسم باز شد، به همراه امواج فرستنده، همه صفای مراسم نیز بر روی آنتن‌ها رفت.

شاید ایراد کار در همان تعارض ذاتی معروف دین و تکنولوژی است. تصویر،‌ تنها زبانی است که دوربین می‌فهمد و این همان گره کار است. برنامه ساز برای بیان حال مراسم به بینندگان، ناگزیر از ایجاد تصویر است. چرا که در غیر اینصورت قادر به انتقال مفهوم نیست، حال خواه تصویر واقعی باشد، خواه تصنعی. اما مساله اینجاست که حاضرین در برنامه، به راحتی تفاوت بین تصاویر واقعی و تصنعی را می‌فهمند. برای همین است که وقتی مداح، آن حرکات کذایی را جلوی دوربین راه می‌اندازد، عده‌ای ساکت می‌شوند و عده‌ای از مجلس بیرون می‌روند.

 

بنده منکر نقش رسانه نیز در انتقال مفاهیم ارزشی نیستم. اما تمام حرف من بر سر این نکته است که مراسم عزاداری را قربانی برنامه تلویزیونی نکنیم. مطمئن باشیم مراسمی که نتواند بر روی حاضرینش تأثیر بگذارد، پس از عبور از هزاران عدسی و سیم و آنتن و فضاهای شهری پر از اعوجاج، بر روی بینندگان تلویزیونی هم تأثیری نخواهد داشت.

پی‌نوشت:

چندین شب است که در مسجد دانشگاه‌مان هیاتی از هیات‌های شرق تهران به مناسبت فاطمیه مراسم برگزار می‌کند و انصافا برنامه خوبی هم داشت. تمام قصه از آنجا شروع شد که یکی از مجریان معروف تلویزیونی ـ که ارادت خاصی به او کلامش دارم ـ تصمیم گرفت از مراسم‌ هیات برنامه تلویزیونی تولید کند. قصدش خیر بود اما متاسفانه نتیجه کار خیلی جالب از آب در نیامد. هم برنامه به درازا کشید،‌ هم مداحی که همراه آن مجری تلویزیونی آمده بود اشعار سبکی خواند و هم فضای مراسم از یک مراسم عزادای سنتی بیشتر تبدیل به یک فضای آمفی‌تئاتری شد. همین.

یاحق

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 14:59  توسط روح الله رضوی  | 

یاحق

ای خدای کعبه!

این مردمی را که همه عمر،‌ هر صبح و شام در جهان

رو به خانه تو دارند، رو به خانه تو می‌زیند و رو به خانه تو می‌میرند

این مردمی را که بر گرد خانه ابراهیم تو طواف می‌کنند

قربانی جهل شرک و در بند جور نمرود مپسند

ای خداوند!

آنها که به آیات تو کفر می ورزند و پیامبران تو را به ناحق می‌کشند

و نیز مردانی را که از مردم برخاسته‌ و به عدالت و برابری می‌خوانند، نابود می‌کنند

بر جهان مسلطند

و تو ای! محمد

پیامبر بیداری و آزادی و قدرت

در خانه تو

حریقی دامن گستر در گرفته است

و بر سرزمین تو سیلی بنیان کن از غرب تاختن آورده است

و خانواده تو دیریست که در بستر سیاه ذلت بخواب رفته‌اند

بر سرشان فریاد زن

بر سرشان فریاد زن:

قم فانذر

بیدارشان کن

                                   

و تو ای علی!

ای شیر

مرد خدا و مردم

رب النوع عشق و شمشیر

ما شایستگی شناخت تو را از دست داده‌ایم

شناخت تو را از مغزهای ما برده‌اند

اما عشق تو را علی رغم روزگار

در عمق وجدان خویش

در پس پرده‌های دل خویش

همچنان مشتعل نگاه داشته‌ایم

تو ستمی را بر یک زن یهودی که در زمه حکومتت می‌زیست

تاب نیاوردی

و اکنون مسلمانان را در زمه یهود ببین

و بیین که بر آنان چه می‌گذرد

ای صاحب آن بازو

که یک ضربه‌اش از عبادت دو جهان برتر است

ضربه‌ای دیگر!

زنده یاد: دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 17:7  توسط روح الله رضوی  | 

یاحق

دیروز (شنبه ۱۴/۲/۸۷) و در پی حضور پررنگ! شرکت غذایی نستله، یکی از مهمترین حامیان بین المللی رژیم اشغالگر قدس، در نمایشگاه کتاب تهران، عده‌ای از دانشجویان دانشگاه‌های تهران با حضور در محل نمایشگاه کتاب تهران، اعتراض خود را به مسوولین نمایشگاه کتاب تهران در مورد تبلیغات، غرفه‌ها و واحدهای سیار شرکت نستله،‌ اعلام کردند.

                       

دانشجویان با تهیه شکایتی مکتوب و ارائه آن به بخش رسیدگی به شکایات نمایشگاه کتاب، هشدار دادند که اگر تا امروز تمامی این تبلیغات از سطح نمایشگاه کتاب تهران جمع آوری نشود، عواقب احتمالی هر گونه اقدامی بر عهده خود مسوولین نمایشگاه خواهد بود.

در پی این اعتراض، مسوولین نمایشگاه نیز با همکاری خود اقدام به جمع‌آوری بنر تبلیغاتی و نیز ماشین‌های ون تبلیغاتی این شرکت از سطح نمایشگاه کردند.

شایان ذکر است که دانشجویان نیز در پایان از همکاری صمیمانه مسوولین نمایشگاه کتاب تهران در برخورد با این مساله قدردانی نمودند.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 7:56  توسط روح الله رضوی  | 

حق

آرزو می­کردم اینجا بودی، در کنارم (و من حضورت را درک می‌کردم)

دلم بسیار برایت تنگ شده است، بسیار

اما من آنچه را که تو احساس می کردی و می­دیدی، دیر احساس کردم و دیدم

چقدر دلم برایت تنگ شده است!

و اینک چه بر سر امتی که زمانی شناخته­شده ترین امت­ها بود آمده است؟

               

تو با افکار و سخنانت الهام بخش دیگران بودی

و مردم از نقاط دور برای شنیدن آموزه­هایت می­آمدند

اما اکنون چه بر سر امتی که زمانی شناخته شده ترین امت ها بود آمده است؟

امتی که عظمتش شناخته شده بود، اما اینک چه؟

مساجد خالی شده‌اند و خانه­هایمان پر است

دینمان را از دست داده‌ایم و حال بخاطر قفل­های زده شده بر درهای منازمان احساس امنیت می کنیم!

چه بر سر امتی که زمانی شناخته شده ترین امت ها بود آمده است؟

امتی که عظمتش شناخته شده بود، اما اکنون چه؟

کودکان آفریقا از گرسنه­گی در حال مرگ اند و حتی توان گریستن ندارند

و من بهره بانکی ماشینی را می‌پردازم که توانایی خریدش را ندارم!

زمانی با دیدن یکدیگر با چهر‌ه‌ای پر نور لبخند می­زدیم

اما اکنون چهره­ها را برای هم عبوس می­کنیم و با هم درحال نزاعیم

کودکان در گوشه و کنار خیابان دست فروشی می­کنند و پدران روحانی در مساجد موعظه!

قرآن از دل­های ما رخت بربسته است و بر در و دیوار منازلمان آویزان شده است

چه بر سر امتی که زمانی شناخته شده ترین امت­ها بود آمده است؟

امتی که عظمتش شناخته شده بود، اما اکنون چه؟

پی‌نوشت:

اول: اینکه سال نو مبارک، این چند مدت از اینترنت قطع بودم اما باور کنید نه بدنم درد کرد و نه و لازم شد قرص مصرف کنم . آخر از قول روانشاسان شنیده بودم که اینترنت اعتیاد می‌آورد اما ظاهرا اینطوری‌ها هم نیست.

دوم: اینکه باور کنید اوضاع غزه قبل از سال تحویل و بعد از سال تحویل شامل دعای "محول الحول و الاحوال" نشد، یعنی اوضاع همان است که بود فقط صدا و سیمای ما و البته من و شما! برنامه‌های مهمتری در عید داشت و داشتیم، تا ببینیم باز کی به یاد فلسطین بیفتد و بیفتیم. اما اجالتا هنوز شرکت‌های اسرائیلی را از یاد نبرده‌ایم، آخر سال هم عده‌ای از دوستان نا آشنا یک بار دیگر تبلیغات شرکت نستله را در مترو معدوم کردند که از آن روز به بعد تبلیغات این شرکت در ایستگاه‌های حدفاصل امام خمینی تا علم و صنعت جمع آوری شده است. کار زیاد است.

سوم: آنچه خواندید و اگر سرعت اینترنت یاری‌تان کرده باشد شنیدید، بخش‌هایی از کار ّI Wish سامی یوسف است که خطاب به رسول اکرم اشاره به اوضاع نابسامان سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کنونی امت اسلام دارد. جایی حسن رحیم پور گفته بود، آنقدر ما امروز از اسلام و آموزه‌هایش دور شده‌ایم اگر پیامبر الان زنده بودند شاید ما را به جا نمی‌آورد یعنی تناسبی میان ما و امت اسلام ناب وجود ندارد. کل جهان اسلام را می‌گویم.

چهارم: وبلاگ من یک ساله شد، امیدوارم که در این یک سال حق الناسی به سبب این وبلاگ گردنم را نگرفته باشد. چه به سبب وقتی که دوستان گذاشتند و مطالبم را خواندند و چه از جهت مطالبی که نوشتم.

پنجم: این هفته سه شنبه شب مراسم فارغ التحصیلان مجمع در منزل آقای علیخانی به دلیل محدودیت جا بصورت "مجردی" برگزار می‌شود. به دیگر دوستان اطلاع دهید. ساعت ۷ شب.

حق

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 11:39  توسط روح الله رضوی  | 

یاحق

  • این هفته به موبایل هر کسی که زنگ زدم صدایش قطع و وصل می‌شد، چرا که سوار قطار اهواز بود! این هفته اردوی راهیان نور برگزار شد، اما من در اردوی راهیان نور ثبت نام نکردم؛ آخر ترجیح می‌دهم تصویر آغوش آغشته به خون پدر فرزند از دست داده را، با سفر جنوب از یاد نبرم!

              

  • چند روز قبل پشت تریبون مسجد، بین دو نماز، شعار مرگ بر اسرائیل سر دادند اما من ... اما من شعار ندادم؛ آخر ترجیح می‌دهم فریاد مادر نوزاد از دست داده را که در ذهنم می‌پیچد، با فریاد "مرگ بر اسرائیل" تبدل به انرژی صوتی نکرده و از ذهنم بیرون نکنم!
  • سایت www.moslem-world.com بر علیه جنایات رژیم صهیونیستی طومار الکترونیکی جمع می‌کند، اما من این طومار را امضا نکردم؛ آخر ترجیح می‌دهم دردٍ وجدان خود را از جنایات اسرائیل با امضای طومار آرام نکنم.
  • فردا صبح در میدان فلسطین تجمع برگزار می‌شود، اما من در این تجمع شرکت نمی‌کنم. آخر ترجیح می‌دهم عصبانیت خود را از جنایات اسرائیل با خستگی حنجره و بدنم تخلیه نکنم.

                                   

پی نوشت:

+اگر بناست که با این اعمال خیال خود را از بابت فلسطین و وظیفه‌ای که در برابر آن داریم راحت کنیم، همان بهتر که اقدامی نکنیم، در خانه بنشینیم و پیچ تلویزیون را هم خاموش کنیم تا راحت زندگی کنیم.

+ می‌گویند تقصیر موشک‌های قسام حماس است، اما من ... اما من با آن مادر فلسطینی هم نظرم که: اضرب به صاروخ القسامی...

+ تصویری که می‌بینید متعلق به "شهید علاالدین هاشم ابو زعیم" فلسطینی اهل بیت المقدس شرقی است که عملیات امروز را در مرکز آموزش دینی صهیونیست‌ها در بیت المقدس با کشتن ۸ صهیونیست و زخمی کردن ۳۵ نفر دیگر به انجام رساند. روحش شاد.

 

                         Ala Abu Dhaim

+ یک شنبه دوستان جنبش عدالتخواه اقدام به برگزاری مراسم "قصاص جالوت" و تعیین جایزه برای قتل سه نفر از سران اسرائیل توسط اهدای کلیه کردند. دست و پنجه شان درد نکند که در این وانفسا اقدامی کردند، این هم بازتابش در برخی رسانه‌های جهان، ببنید جالب است:

       

فارسی:

یک

انگلیسی:

دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت

عربی:

هشت، نه

یاحق

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 23:41  توسط روح الله رضوی  | 

یاحق

جناب آقای ایهود اولمرت

نخست وزیر اسرائیل

با سلام؛

به استحضار می‌رساند با توجه به نزدیک بودن پایان سال یک هزار و سیصد و هشتاد و شش هجری شمسی از سویی و برنامه سالیانه اردوی راهیان نور که قریب به اتفاق بسیج‌های دانشجویی دانشگاه‌های کشور ایران در آن شرکت می‌کنند از سوی دیگر و نیز برنامه‌های متعدد تشکل‌های حزب الهی جنبش دانشجویی در این ایام پایانی سال، خواهشمند است در راستای توقف حملات اسرائیل به غزه و از سرگیری مجدد این حملات بعد از تعطیلات نوروز دستورات لازم را به نیروی هوایی و واحدهای مکانیزه ارتش اسرائیل صادر فرمایید.

                    

شایان ذکر است که در این صورت دانشجویان همیشه در صحنه قادر خواهند بود در فرصتی مناسب و با هماهنگی‌های لازم، پاسخی قاطع و درخور را به اقدامات آن رژیم اشغالگر از طریق صدور بیانیه‌های شدیداً شدید اللحن و نیز برگزاری تجمعات با شکوه با شعار کوبنده "مرگ بر اسرائیل"، بدهند.

بدیهی است که در غیر اینصورت جامعه دانشجویی مطمئنا وقعی بر این اقدامات رژیم اسرائیل نخواهد نهاد.

                                                       والسلام علی من التبع الهدی

با تشکر

پی‌نوشت:

+ مطلب وبلاگ ربذه را نیز ببینید.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 22:58  توسط روح الله رضوی  | 

یاحق

صدامی که ما می‌شناسیم با صدامی که مردم و مبارزان فلسطینی می‌شناسند کمی تفاوت دارد. مساله این است که ما گمان می‌کنیم تمام دنیا از زاویه دید ما به وقایع نگاه می‌کند. حال آنکه اکثر جهان اسلام بر خلاف ما که جنگ را دفاعی مقدس می‌دانستیم، جنگ ایران و عراق را نزاع دو کشور همسایه می‌دانستند، هرچند شورای امنیت نیز به مهاجم بودن عراق صحه بگذارد. اما در این میان مردم فلسطین و مبارزین آن دیدی کاملا متفاوت دارند، دقت کنید،‌ "متفاوت" نه "درست".

مساله اینجاست که صدام حسین،‌ حاکم مستبد و ظالم عراق،‌ برای کسب وجهه در جهان عرب و کسب لقب مرد جهان عرب،‌ اقداماتی را انجام داد که هیچ کس دیگری انجام نداد. هدف وی از این دست اقدامات مطمئناً کمک به مسلمانان فلسطین نبود،‌ اما او توانست دیگران را در این امر فریب دهد. نمونه‌هایی از این اقدامات شامل این موارد است:

  • کمک‌های بی‌نظیر مالی و نظامی به گروه‌های مبارز فلسطینی از قبیل حماس از سال‌ها قبل
  • عملی کردن تهدید نظامی اسرائیل در جنگ اول خلیج فارس با شلیک چندین موشک به سوی این کشور
  • قطع صدور نفت به مدت ۳۰ روز مقارن با حمله اسرائیل به اردوگاه جنین، پس از سخنرانی سال ۱۳۸۲ مقام معظم رهبری و پیشنهاد ایشان برای قطع یک ماهه نفت از سوی کشورهای اسلامی تولید کننده نفت!
  • ....

                              

توجه داشته باشید که این اقدامات در زمانی رخ داد که اکثر قریب به اتفاق سران جهان اسلام در حمایت از فلسطین به صدرو بیانیه‌ها و تشکیل اجلاس‌ها بسنده کردند.

صدام حسینی که مردم منطقه نظیر مردم ایران و خود مردم عراق چشیدند مطمئنا بسیار متفاوت از یک منجی و مصلح جهان عرب بود. کسی که برای رسیدن به اهدافش از هیچ جنایتی فروگذار نکرد. اما مساله اینجاست که این دید در مردم فلسطین وجود ندارد. این مردم به دلایل بسیاری تنها چهره حامی صدام را شناختند برای همین است که گروه‌های مختلف فلسطینی در سالگرد اعدام صدام برایش مجلس ترحیم برگزار می‌کنند و عکسش را بر در و دیوار می‌زنند.

پی نوشت

۱- یکی از موضوعاتی که هر وقت بحث حمایت از فلسطین مطرح می‌شد،‌ همین حمایت حماس از صدام بود. سایت‌های و ارگان‌های مختلفی تا بحث حمایت از فلسطین می‌شد،‌ این حمایت را علم می‌کردند و واقعا هم برای بسیاری سوال ایجاد می‌شد. اما دوستان کمی خود را از قالب یک ایرانی بیرون بیاورند و از دید یک فلسطینی به ماجرا نگاه کنند. کسی که در اطراف خود در شرایط جنگ و زخم و قتل و زجه و بی‌خانمانی ... هیچ کس از سران جهان اسلام نمی‌بیند و ناگهان از میان آن همه حکام خاموش کسی بلند می‌شود و حتی نفت کشورش را به اصلاح برای [حمایت] از فلسطین قطع می‌کند، (کاری که حتی ما نیز نکردیم) ... مطمئناً دیگر به صدام حسین به عنوان یک جنایتکار نگاه نمی‌کند که برایش همان جانی، حکم ناجی را بازی می‌کند. اینها که گفتم هیچ کدام نه توجیه اشتباهی است که فلسطینیان در مورد صدام حسین می‌کنند و نه تطهیر صدام حسین. اینها را گفتم که دوستان به همین راحتی وقتی خبر برگزاری مراسم سالگرد صدام حسین را در فلسطین می‌شنوند شروع نکنند این مردم بیچاره را به فحش کشیدن. همین.

۲- اتهاماتی که تا کنون بر سر این پست دریافت کردم:

  • دفاع از صدام حسین!
  • زیر سوال بردن ارزش‌های دفاع مقدس!
  • ضد و نقیض گویی
  • تعصب در حمایت از فلسطین
  • بستن چشم و عقل بر واقعیت‌‌ها
  • مغلطه

البته این اتهامات بروز خواهد شد، خواهشمندم قبل از دادن نظر یک بار دیگر مطلب را بخوانید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 21:32  توسط روح الله رضوی  |